محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

10

آثار عجم ( فارسى )

« عارى » « 1 » ، دانم ؛ « سلاست » « 2 » و « متانت » « 3 » و « لطافت » « 4 » و « اقتباس مستحسن » و « مستهجن » « 5 » را ديده و خوانده‌ام ؛ بلكه پاره‌اى از اين علم را در كتاب مسمّى به درياى كبير ( 26 ) - كه تأليف فقير است - ذكر نموده‌ام . ولى اولى و انسب آن است كه در اين كتاب ، عبارات روان خالى از اطناب « 6 » و تعقيد « 7 » ذكر شود و از عبارات‌پردازى نيز چشم‌پوشى نمايم . قبل از شروع در ذكر مطالبى كه متعلّقه به مسافرت فقير است ، مقدمه‌اى لازم بود [ 9 f ] ؛ كه مسطور گردد تا مطالب آتيه را به كار آيد و رفع ابهام را از بعض تقريرات كه بعد از اين خواهد آمد ، بنمايد ؛ و باللّه التّوفيق و عليه التكلان « 8 » .

--> ( 1 ) . قسم ديگر از نثر است كه كلمات هموزن نباشد و رعايت سجع هم نشود بخلاف مرجّز و مسجع . ( 2 ) . به اصطلاح اهل انشاء آسان بودن و روانى كلمات است كه ثقيل نباشد . ( 3 ) . به فتح اول ، استوارى و محكمى در عبارت است . ( 4 ) . به فتح اول ، رقت و نزاكت در عبارات است . ( 5 ) . به اصطلاح در علم بديع آن است كه در ضمن عبارات از قران و احاديث ، كلامى بياورند بدون اينكه اشارت كنند كه اين آيهء قران است يا حديث پيغمبر است و اقتباس مستحسن آن را گويند كه سامع را به نشاط آورد و مخالف شرع نباشد . اما اقتباس مستهجن آن است كه طبع از آن تنفر داشته باشد به سبب مخالفت با شرع و اقتباس ، اقسام ديگر دارد كه اينجا را مجالى نيست . ( 6 ) . اطناب : بالكسر ، در اصطلاح دراز كردن عبارت است كه قليل المعنى باشد . ( 7 ) . تعقيد در عبارات آن است كه غير ظاهر الدلالات باشد بر معنى مقصود . ( 8 ) . تكلان بر وزن لقمان ، اعتماد و سپردگى كار به ديگرى است .